مدح و وفات حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
مقـدر بود زهـرا جانِ خـتـم الانبـیا باشد علی هم، دست در دستِ نبی، دست خدا باشد مقدر بود در دست رسول الله و اولادش زمین باشد، زمان باشد، تمام ماسـوا باشد مـیان بـانـوان عـالـم اما یک نـفـر بـایـد که محبوب حبیب الله، عشق مصطفی باشد عـلی آئـیـنۀ احـمد، حـسـین آئیـنۀ زهـرا ولی آئـیـنـۀ روی خـدیجه مجـتـبی باشد به پاس زحمتش در راه دین، زهرا نصیبش شد عـلی داماد او گـردید تا حـقـش ادا باشد از او محروم شد دنیا وگرنه فاش میدیدند که او هم در حدیث فاطمه تحت الکسا باشد نه تنها خود کریمه، مادر نسل کریمان است که هم خیرالنسا، هم مادر خیرالنسا باشد عجب حُسن ختامی ده شب ماه خدا دارد! نفسهای خـدیـجه ضامن هر ربّـنا باشد اجابت را میان دست خود ناگاه میبیـند اکر نام خـدیجه مُهر آن دست دعا باشد نه تنها ما، حسین از تربت او توشه میگیرد عجب شأنی! که قبرش ملجأ آل عبا شد کسی که نام او قبل از أنا بنُ الحیدر کرار رجزهای حسین بن علی در کربلا باشد چنان باغ فدک در روز روشن غصب شد نامش که اُم المؤمنین تنها بر این مادر روا باشد کسی که هستیاش خرج خدا شد لحظهٔ آخر تقاضایش ز احمد با خجالت یک عبا باشد عبا را داد، اما جبرئیل آخر کـفـن آورد عبا اما به گـوش گـریه کنها آشنا باشد |